Editorial Blog Featured Image 07

مجموعه‌داری و منطق سرمایه در هنر معاصر

مجموعه‌داری هنر در جهان معاصر دیگر صرفا به گردآوری و نگهداری آثار محدود نیست؛ بلکه در نقطه تلاقی لذت زیبایی‌شناختی، سرمایه اقتصادی، اعتبار اجتماعی و قدرت فرهنگی قرار گرفته است. اثر هنری به دلیل یگانگی و تکرارناپذیری خود، مانند سهام یا طلا با معیارهای صرفا اقتصادی قابل ارزیابی نیست و ارزش آن از ترکیب کیفیت هنری، جایگاه تاریخی، اعتبار هنرمند و شبکه‌های نهادی و اجتماعی پیرامون آن شکل می‌گیرد.

تاریخ مجموعه‌داری نشان می‌دهد که مجموعه‌ها همواره چیزی فراتر از انباشت اشیا بوده‌اند. از گنجینه‌های مذهبی و سلطنتی تمدن‌های باستانی تا مجموعه‌های خاندان‌های اشرافی در رنسانس و مجموعه‌های خصوصی دوران مدرن، انتخاب و گردآوری آثار هنری با نمایش ثروت، سلیقه و جایگاه اجتماعی پیوند داشته و در عین حال به حمایت از هنرمندان و شکل‌گیری نهادهای هنری کمک کرده است. در ایران نیز مجموعه‌داری به تدریج از الگوی گنجینه‌داری سلطنتی به سوی مجموعه‌داری خصوصی، نهادی و کارآفرینانه حرکت کرده است؛ مسیری که در آن مجموعه‌داران، بنیادها و موزه‌های خصوصی به کنشگرانی موثر در شکل‌دهی و تثبیت هنر معاصر تبدیل شده‌اند.

در بازار هنر، سرمایه اقتصادی و سرمایه نمادین از یکدیگر جدا نیستند. مجموعه‌دار با خرید و نمایش آثار، علاوه بر مالکیت یک شی هنری، می‌تواند به انباشت سرمایه فرهنگی و کسب اعتبار اجتماعی دست یابد. گالری‌ها، حراجی‌ها، دوسالانه‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌داران نیز با ایجاد اعتبار و تقاضا، در تعیین جایگاه و ارزش اقتصادی آثار نقش دارند. با این حال، بازار هنر به دلیل عدم شفافیت، هزینه‌های بالای مبادله و نقدشوندگی محدود، بازاری پرریسک باقی می‌ماند.

در این میان، مجموعه‌دار معاصر میان دو نقش حرکت می‌کند: زیبایی‌شناسی که به دنبال تجربه و فهم هنر است و سرمایه‌گذاری که بازده اقتصادی را دنبال می‌کند. این دو انگیزه در عمل اغلب درهم‌تنیده‌اند. آینده مجموعه‌داری نیز با گسترش بازار جهانی، خرید آنلاین، هنر دیجیتال و شکل‌های جدید مالکیت در حال تغییر است. مجموعه‌داری معاصر در همین پیوند میان اقتصاد و تخیل، سود و شور، و ارزش هنری و سرمایه شکل می‌گیرد.

_

مقاله کامل را اینجا بخوانید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *